گروه معماری هشت

EN/FA
ویلای جمشیدیه

ویلای جمشیدیه

موقعیت: ایران_تهران _نیاوران

طراحی و مشاور اجرا: مهندسین مشاور هشت

گرافیک: استودیوی هشت

فاز1 و2: مهندسین مشاور هشت

کارفرما: مهندس سعید فتوحی

کاربری: مسکونی

مساحت: 2200مترمربع

وضعیت: در حال اجرا

تاریخ: مهر95

ویلایی با موقعیتی خاص در یکی از زیباترین، خوش آب و هواترین و لوکس ترین مناطق تهران. ساختمان ویلا در سال 1380 توسط زوجی که ساکن قبلی ویلا بودند طراحی و ساخته شده بود. حال کارفرما ویلا را خریداری کرده و تصمیم به بازسازی آن داشت. از ما خواسته شد تا طراحی داخلی ویلا را انجام دهیم. پروژه با مساحتی حدود 2000 متر مربع در 6 کد ارتفاعی تقسیم شده بود. با فضاهایی از جمله استخر، سالن پذیرایی، آشپزخانه، اتاق های کار، اتاق خواب ها و بهارخواب.

از پروژه بازدید کردیم. فضایی بود متنوع و با دیدهای بسیار خوب به حیاط زیبای ویلا.اما در هنگام حرکت در فضا نقص هایی را در طراحی آن دیدیم که ما را به شدت ترغیب به برطرف کردن آنها و ایجاد فضایی دوچندان دلپذیرتر می کرد. به عنوان مثال شومینه از مرکز سقف در فضای بزرگ پذیرایی تا نزدیک زمین کشیده شده بود که علاوه بر کوچکتر نشان دادن ابعاد فضا، دید به منظره عالی روبرو را که از پنجره دیده می شد می بست و به دلیل ابعاد و فرمی که داشت احساسی شبیه به ترس در مخاطب ایجاد می کرد. از سوی دیگر اتاق هایی را در طبقۀ همکف دیدیم که کاملاً از نور جنوب استفاده می کردند، در حالی که همین اتاق ها مانع رسیدن نور جنوب به فضای مرکزی خانه و آشپزخانه می شدند و فضای مرکزی خانه تاریک به نظر می رسید. در نیم طبقه بالا اتاق خواب ها قرار داشتند که به نظر کارفرما کوچک بودند و او خواهان کم شدن تعداد اتاق خوابها و افزایش مساحت آنها بود. به روی بام پروژه رفتیم و با دیدهای بسیار بکر و زیبا و طبیعت فوق العاده در اطراف مواجه شدیم. این تجربه به وضوح نشان می داد که طراحی بام برای این ویلا ضروری است تا ساکنین از این طبیعت همیشه زیبا بیشتر بهره مند شوند. این پروژه دو نیم طبقه در زیرزمین داشت، یکی به عنوان فضای استخر و یکی به صورت یک فضای خالی بزرگ، که آنها هم نیازمند بازنگری و استفاده بسیار مفیدتر از فضا بودند.

با این پیش زمینه ها وارد طراحی شدیم. آنچه که در این پروژه به شکل غالبی می دیدیم و مارا تحت تاثیر قرار می داد طبیعتی بود که ویلا در بستر آن قرار داشت. طبیعتی که ما را هدایت می کرد تا ویلا را هم بخشی از آن تعریف کنیم. به این ایده رسیدیم که طبیعت را به داخل ویلا بکشانیم و در روند حرکت در بنا، از همکف تا بام، سیری از زمین تا آسمان را طی کنیم. به این ترتیب در ورودی حرکت آب و تنه درخت را دیدیم، در کریدور اتاق خواب ها تاج درخت و شاخ و برگ ها را، در شاه نشین تخته سنگ کوه را و در بام آسمان را. حتی عملکردها هم به کمک ما آمدند و در زیرزمین استخر و آب را دیدیم که طبیعت ریشه در آن دارد.

سیر در فضا و سیالیت آن در ذهن ما جان گرفته بود اما زوایای بسته و شکسته و دیوارها گاهی این آزادی و سیالیت را مانع می­شدند. دیوارها را وارد سیر کردیم، به آنها انحنا دادیم، گاهی از زمین فاصله شان دادیم، گاهی در سقف امتدادشان دادیم و آنها را اعضایی زنده فرض کردیم که در گفتمانی پویا و متصل، مخاطب را در فضا سیالانه هدایت کنند.

در سالن مرکزیت را از بین بردیم و قندیل یخی را از طبیعت سرد جمشیدیه به فضا کشانده و از سقف به سمت زمین هدایت کردیم. قندیل ستونی شد که فضا را آزادانه تفکیک می کرد، دید به منظره خارق العاده از پنجره روبرو را نمی پوشاند و خود با سقف و کف اتصال می یافت تا پیوند اجزای فضا را قویتر نشان دهد.

در فضای مرکزی خانه اتاق ها را حذف کردیم، فضای بدست آمده را تبدیل به نشیمنی خانوادگی کردیم که نور جنوب را با دید بصری باز به فضای مرکزی خانه هدایت می کند. دیوار جدا کننده نشمین چون آغوشی گرم با حرکت از ورودی به سمت داخل خانه به روی مخاطب گشوده تر می­شد. ابعاد بزرگ آشپزخانه قبلی را کمی کوچکتر کردیم و آشپزخانه کثیف را از غرب به شرق انتقال دادیم تا فضایی جدید ایجاد شود. این موضوع به ما 2 امکان جدید را نیز می­داد، اولاً قرارگیری درب آسانسور، که تنها در این مکان می توانست قرار بگیرد تا ارتباط عمودی کامل بین تمامی طبقات ایجاد شود و ثانیاً ایجاد فضای ناهارخوری خانوادگی که قرارگیری آن در کنار آشپزخانه مناسب ­تر بود.

در نیم طبقه اتاق خواب ها، کریدور را کوچک کرده و اتاقها را بزرگ کردیم. در فضای کریدور تاج درخت را نمایش دادیم، شاخه هایی از درختی نمادین که دیوار را شکافته و رشد می کنند. اتاق مستر اتاق اصلی محسوب می شد که بیشترین مساحت و بهترین دید و نور را به این اتاق اختصاص دادیم. آن را به سه بخش تقسیم کردیم. بخش خواب، بخش نشستن و میز آرایش، بخش رختکن و حمام. برای تفکیک بخش خواب از فضای نشستن تیغه ای را به صورت سیال متصل به دیوار بالای تخت طراحی کردیم که چون گهواره­ ای حریم تخت را مشخص کند و تخت خواب را در ادامۀ حرکات آزاد روی دیوار و سقف طراحی کردیم. از سوی دیگر در فضای نشستن، پنجره ای بزرگ به طبیعت زیبای موجود باز کردیم و دیواری برای گذاشتن کتاب و اشیاء در نظر گرفتیم که با فرمی پویا روی سقف کشیده شد.

در سیر حرکت از زمین تا آسمان، در قسمت شاه نشین به کوه رسیدیم. پس دیواری از جنس تخته سنگ طراحی کردیم که نرسیده به سقف تمام می شد و قسمتی از آسمان را در بالایش می دیدیم. این تخته سنگ حتی امتداد یافت تا روی بام پیش رفت و به قسمت باربیکیو در بام تبدیل شد. در دل تخته سنگ شاه نشین شومینه ای طبیعی طراحی کردیم تا فضایی گرم و صمیمی را در این قسمت ایجاد کنیم. 

بام از سه کد ارتفاعی تشکیل شده بود که اتصال بی واسطه با آسمان داشت. در سطح اول بام شیبدار با پوشش سفالی سالن پایین دیده می شد. این شیب را به تپه ای سبز بدل کردیم که مسیری از لاشه سنگ ها در دل آن مخاطب را به قله می رساند و آنجا نظرگاهی داشت که می توانست به کل حیاط زیبای ویلا را نظاره کند. از سوی دیگر، در اتصال دو سطح، آبنمایی طبیعی طراحی کردیم که از سطح بالا حرکت کرده، روی قلوه سنگهای مصنوع سر می خورد و در سطح پایین به برکه ای پوشیده از گلهای نیلوفر آبی می ریخت. در طرف دیگر این سطح فضایی برای آتشدان و شومینه و مبلمانی مرکزگرا در دور آن طراحی کردیم. در سطح بالایی بام فضاهای خصوصی تر قرار گرفتند. فضایی برای جکوزی و تختهای آفتاب، آلاچیقی برای بیلیارد و آلاچیقی برای جمع خانوادگی که با مفصلی مسقف به گلهای گلیسیرین از هم جدا شده بودند. در سطح سوم بام، عناصر تاسیساتی قرار داشتند که با دیواره ای بتنی آنها پوشاندیم ولی به دلیل دید فوق العاده این ارتفاع به طبیعت اطراف، فضایی تراس مانند را به آن اضافه کردیم تا نظرگاهی باشد برای دیدن تمام این زیبایی ها.

در نیم طبقه زیرزمین استخر و سونای خشک و تر را مطابق با سطوح ممتد در سایر فضاها طراحی کردیم. ایده ای برگرفته از انرژی سیال موجود در امواج آب شکل گرفت و صفحاتی منحنی را شکل داد که در دیوارها و سقف به هم پیوسته بودند. گاهی این موج جلوتر می آمد و سکوی نشستن ایجاد می کرد، گاهی به سمت زمین می آمد و ستون می شد و بین تمام این صفحات خطوط مواج نور بود. فضای خالی بزرگ طبقه پایین تر را به فضای سینمای خانگی (نمایش)، باشگاه ورزشی و رختشویخانه تقسیم کردیم. ایده ما در طراحی فضای نمایش ایجاد حسی از سکانس بندی در فضا بود. برشهایی مایل و پشت سرهم، به طور پیوسته در سقف و دیوار ایجاد کردیم که فضا را به چند سکانس تبدیل می کرد. در جیم با استفاده از رنگهای شارپ و متریال صلب فضایی از تلفیق قدرت و هیجان طراحی کردیم.